کیارستمی، فیلمسازی جهانی از «نان و کوچه» تا «خانه دوست کجاست»
کیارستمی، فیلمسازی جهانی از «نان و کوچه» تا «خانه دوست کجاست»
به بهانه نمایش پنج فیلم کوتاه از عباس کیارستمی در چهل و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم رشد،نگاهی به تعدادی از ساخته های او که با کودک و نوجوان ارتباط داشته می اندازیم.
پنجشنبه 01 آذر 1397
تعداد بازدید: 139 مرتبه
به گزارش خبرنگار «صبا» اگر بخواهیم از فیلمسازان ژانر کودک و نوجوان سینمای ایران که جوایز جهانی متعددی هم کسب کرده اند نام ببریم،بدون شک نام عباس کیارستمی در رده های بالای این فهرست قرار می گیرد.فیلمساز بزرگی که منبع الهام فیلمسازان مختلف داخلی و خارجی قرار گرفته و مرگش نیز سینمای جهان را متاثر ساخت.به بهانه نمایش پنج فیلم کوتاه از عباس کیارستمی در چهل و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم رشد،نگاهی به تعدادی از ساخته های او که با کودک و نوجوان ارتباط داشته می اندازیم.
 
نان و کوچه
 
اولین فیلم کیارستمی پس از ساخت عنوان بندی فیلم قیصر که داستان ساده و در عین حال جالبی دارد.پسربچه ای برای خرید نان از خانه خارج شده و هنگام بازگشت در حالی که نان در دست دارد،با سگی مواجه می شود که سر کوچه نشسته است.ترس پسر از سگ و تلاشش برای پیدا کردن راهی برای عبور از جلوی سگ و رسیدن به خانه،پایه فیلمنامه این فیلم کوتاه درخشان ده دقیقه ای را تشکیل می دهد.نقطه عطف دوم فیلم هم جایی است که پسر تکه نانی برای سگ پرت کرده و سگ به نشانه دوستی تا خانه پسرک با او همراه می شود.بسته شدن درب خانه به روی سگ،تنها چند ثانیه بعد به تصویر پسرک وحشت زده ای که کاسه ای ماست در دست دارد ختم می شود که صدای پارس سگ آن را همراهی می کند.نان و کوچه یک کلاس درس برای تمام کسانی است که می خواهند فیلم کوتاه بسازند چرا که هم فیلمنامه درستی دارد و هم فیلمساز بازی درخشانی از نابازیگر خردسالش گرفته و هم تدوین هوشمندانه ای دارد.
 
دو راه حل برای یک مساله و همسرایان
 
این بار کیارستمی سراغ دو پسر کم سن و سال دانش آموز(دارا و نادر)رفته که اولی کتاب دومی را قرض گرفته و وقتی آن را پس می دهد که بخشی از آن پاره شده است.نادر هم متقابلا کتاب دارا را پاره کرده و با یکدیگر گلاویز می شوند.در شکل دوم ماجرا،نادر کتاب را به دارا نشان داده و می گوید که کتابش پاره شده و دارا آن را با چسب می چسباند.یک فیلم چهار دقیقه ای با محتوای تربیتی که به زبانی ساده و برای کودکان ساخته شده و پیامش را هم به بهترین شکل به مخاطبان خود انتقال می دهد.در همسرایان که پس از انقلاب ساخته شده،کیارستمی روی همکاری گروهی و همدلی تعدادی دختربچه محصل مانور داده که به دوستان خود کمک می کنند.به این شکل که پیرمردی که گوش هایش خوب نمی شنود و سمعکش را هم نگذاشته و متوجه زنگ زدن های نوه هایش نمی شود را متوجه ماجرا می کنند.همکلاسی های نوه های پیرمرد به کمک آن دو آمده و یکصدا می گویند:بابابزرگ درو باز کن تا اینکه پیرمرد متوجه موضوع می شود.در این فیلم کوتاه شانزده دقیقه ای،یک اتفاق ساده به موضوعی برای همدلی دوستانه تبدیل شده و حس و حال خوبی به مخاطبان فیلم می بخشد.
 
مسافر
 
مسافر داستان نوجوان ملایری عاشق فوتبال است که آرزوی تماشای یک مسابقه فوتبال در استادیوم امجدیه سابق را دارد.برای این کار هم با دوربین بدون نگاتیو از همکلاس هایش عکس گرفته و با پول آن سرانجام به تهران و استادیوم رفته اما هنگام تماشای بازی از فرط خستگی خوابش می برد.مسافر فیلم تلخ و تاثیرگذاری است که ربط چندانی به سینمای کودک و نوجوان نداشته و بیشتر مناسب حال مخاطب بزرگسال است.مخاطبی که آرزوهای دورودرازی برای خود داشته و می توان با قهرمان فیلم کیارستمی همذات پنداری کند.حسن دارابی که سال ها بعد کیارستمی او را پیدا کرده و زمینه ساخت فیلمی کوتاه با محوریت او را فراهم کرد،کاملا انگ نقش بوده و کیارستمی هم بازی فوق العاده ای از او گرفته است.
 
((اولی ها))
 
هر ساله در آخرین روز تابستان شاهد مدرسه رفتن کلاس اولی ها هستیم که لحظات جذابی را با خود دارد.از کودکان گریانی که از محیط امن خانه به محیط تازه مدرسه آمده و با آن خو نگرفته اند تا بچه هایی که ذوق رفتن به کلاس و آشنایی با دوستان جدیدشان را دارند.کیارستمی در اولی ها به سراغ این گروه رفته و فیلمی تاثیرگذار ساخته که هنوز پس از گذشت سی و شش سال از ساختش همچنان باطراوات و جذاب جلوه می کند.وی روی همین بچه ها که برای چندساعتی از خانه و خانواده هایشان دور شده اند،تمرکز کرده و واکنش های آنها را به تصویر کشیده است.این در حالی است که ما با فیلمی کاملا مستند مواجه نیستیم بلکه ردپای کارگردانی به نام عباس کیارستمی را در آن مشاهده می کنیم.شیوه بازی گرفتن او از بازیگران هم به شکل حیرت انگیزی سرشار از ظرافت است که یکی از مولفه های آثار این فیلمسازبه حساب می آید.
 
خانه دوست کجاست
 
شاعرانه ترین فیلم عباس کیارستمی که نامش را هم از شعر مشهور سهراب سپهری وام گرفته و لطافت موجود در آن به جهانی شدن فیلم فوق کمک شایانی کرده است.این فیلم هم به مانند دیگر ساخته های کیارستمی قصه ساده ای دارد که قابلیت ارتباط با هر گونه مخاطبی از هر نقطه جهان دارد.یک پسربچه دبستانی به اشتباه دفتر مشق دوستش را به اشتباه برداشته و با خود به خانه می برد اما پس از فهمیدن موضوع می خواهد آن را به دست صاحبش برساند که خانه اش در روستای مجاور است.کیارستمی تلاش این پسربچه برای رساندن دفتر مشق به همکلاسی اش را به یک داستان جذاب و پرافت و خیز تبدیل کرده که تا آخر تماشاگر را با خود همراه می کند.تم اصلی فیلم هم دوستی و رفاقت است که موتور قصه را به حرکت درآورده و با ریتمی مناسب به آخر می رساند.سکانس پایانی فیلم هم که دیگر به یک کالت میان سینمادوستان تبدیل شده،همچون کارت پستالی است که هیچگاه از خاطر تماشاگرانش نمی رود.